الشيخ محمود الشبستري

69

گلشن راز ( فارسى )

نظر بگشاى در تفصيل و اجمال * نگر در ساعت و روز و مه و سال تمثيل اگر خواهى كه اين معنى بدانى * ترا هم هست مرگ و زندگانى ز هرچ آن در جهان از شيب و بالاست * مثالش در تن و جان تو پيداست جهان چون تست يك شخص معيّن * تو او را گشته چون جان او ترا تن سه گونه نوع انسان را ممات است * يكى هر لحظه و آن بر حسب ذات است دو ديگر زان ممات اختيارى است * سيم مردن مراو را اضطرارى است چو مرگ و زندگى باشد مقابل * سه نوع آمد حياتش در سه منزل جهان را نيست مرگ اختيارى * كه آن را از همه عالم تو دارى ولى هر لحظه مىگردد مبدّل * در آخر هم شود مانند اوّل هر آنچ آن گردد اندر حشر پيدا * ز تو در نزع مىگردد هويدا تن تو چون زمين سر آسمان است * حواست انجم و خورشيد جان است